تخم پرندگان

وقتی وارد بازارهای محلی شهرهای شمالی کشورمان می‌شویم، نخستین چیزی که نظرمان را جلب می‌کند انواع تخم پرندگان محلی همچون تخم‌مرغ، تخم غاز، تخم اردک، تخم بوقلمون و تخم بلدرچین است که با تبحر خاصی روی یکدیگر چیده شده و حتی تماشای آن اشتهای هر فردی را تحریک می‌کند.

 

شگفت انگیز، اندازه این تخم‌های رنگارنگ است که از یک تخم بلدرچین شروع می‌شود و به تخم شترمرغ که هر کدام آن یک خانواده دهان دار و پرجمعیت را سیر می‌کند و هر عدد آن معادل 20 تخم مرغ است، ختم می‌شود؛ اما پرسش اصلی، تخم کدام پرنده در مقایسه با تخم مرغ ارزش تغذیه ای بیشتری دارد؟

 درمان کم خونی, تخم بلدرچین, تخم بوقلمون

تخم مرغ تقویت کننده سیستم ایمنی بدن
یک عدد تخم مرغ متوسط حاوی 70 کالری انرژی است و در مقایسه با تخم دیگر پرندگان بهترین نوع پروتئین و آنتی اکسیدان را داشته و پروتئین آن با لبنیات، گوشت و حبوبات تا حدودی برابری می‌کند و می‌تواند جایگزین 30 گرم گوشت یا دوسوم لیوان شیر شود. در زرده تخم مـــرغ چربی، کلسترول، آهن، کلسیم، فسفر، روی، ید، اسیدفولیک و ویتامین‌های A، D، E، K و B12 به وفور یافت می‌شود و ارزش تغذیه ای زرده آن بالاتر از سفیده بوده، اما پروتئین، سدیم، پتاسیم و منیزیم سفیده بیشتر از زرده است. سفیده مانع رشد باکتری‌های مضر دستگاه گوارش می‌شود و زرده به دلیل دارا بودن مواد آنتی اکسیدانی خاصیت ضدسرطانی داشته و به دلیل برخی ایمنوگلبولین ها باعث افزایش قدرت سیستم ایمنی بدن شده و این همان مزیت چشمگیر تخم مرغ و تخم بلدرچین در مقایسه با تخم دیگر پرندگان است.

 

تخم مرغ حاوی کلسترول بالایی است، اما لیسیتین آن از جذب مقادیر زیاد کلسترول در بدن جلوگیری می‌کند. لازم است بدانید اگر دریافت کلسترول از مواد غذایی مختلف کم شود، بدن خود اقدام به سنتز کلسترول کرده و حتی ممکن است میزان آن بیشتر از قبل شود. تخم مرغ به دلیل میزان پایین اسید اوریک برای مبتلایان به نقرس منعی ندارد و مصرف سه عدد آن در هفته از ریسک ابتلا به آب مروارید می‌کاهد.

 درمان کم خونی, تخم بلدرچین, تخم بوقلمون

تخم غاز، کلسترول بالا
بیشتر شهرنشینان از تخم غاز و اردک به جهت بوی زهمی که دارد گریزانند، اما باید بدانند از تخم مرغ غنی‌تر است. اندازه آن از تخم مرغ و اردک بزرگ‌تر بوده و هر عدد آن معادل دو تخم مرغ است. یک تخم غاز حدود 266 کالری انرژی دارد که 172 کالری آن مربوط به چربی موجود در زرده آن می‌شود و یک عدد تخم بزرگ آن 144 گرم وزن دارد و از نظر آب پز کردن نسبت به تخم مرغ زمان بیشتری نیاز دارد. تخم غاز منبع خوب پروتئین و ویتامین‌های B12، B6، E A، کلسیم، منیزیم، پتاسیم، آهن، روی، فسفر و منگنز است و در مقایسه با تخم مرغ دارای مقادیر بیشتر کربوهیدرات، چربی و کالری است و از کلسترول خیلی بالاتری برخوردار است به طوری که هر عدد آن حدود 1200 میلی گرم کلسترول دارد و در نتیجه مصرف آن باید محدود شود. لازم است بدانید تخم این پرنده به دلیل غنی بودن از انرژی و مواد مغذی برای افزایش تمایلات جنسی نافع است.

 درمان کم خونی, تخم بلدرچین, تخم بوقلمون

تخم اردک، کم خاصیت تر
اردک دو نوع اهلی و وحشی دارد که در مناطق شمالی کشور بسیار به چشم می‌خورد. تخم اردک وحشی و مرغابی از نظر ارزش تغذیه ای با یکدیگر تفاوتی نداشته و با وجود اندازه‌های متفاوت اندکی از تخم مرغ بزرگ‌تر است. زرده تخم این پرنده غلیظ و دیرهضم بوده و ارزش غذایی آن از تخم مرغ کمتر است. سفیده آن نسبت به تخم مرغ شفاف‌تر است و بوی زهمی دارد و باب میل شهری‌ها نیست. با وجود آن که میزان کلسترول و چربی آن نسبت به تخم مرغ بالاتر است، توصیه می‌شود اگر به شهرهای شمالی سفر کردید حتماً برای تنوع غذایی تعدادی از آن را خریداری کرده و با آن غذاهای مرغانه دار شمالی بپزید.

 درمان کم خونی, تخم بلدرچین, تخم بوقلمون

تخم بلدرچین، خواص چند برابری
جثه بلدرچین را که دیده‌اید. تخم آن هم به همان نسبت فسقلی است. اندازه تخم‌ها کوچک و هر پنج عدد آن معادل یک تخم مرغ است. پوسته آن خالدار بوده و رنگ آن از قهوه ای تیره تا آبی، سبز و سفید متغیر است و وقتی پوسته آن را می‌شکنی دیواره آهکی داخل آن سبز مغز پسته ای به نظر می‌رسد. میزان کلسترول زرده تخم بلدرچین از تخم مرغ معمولی کمتر است و ترکیبات مغذی آن می‌تواند باعث دفع مواد رادیواکتیو، فلزات سنگین ناشی از آلودگی هوا همچون سرب، جیوه و مواد زائد بدن شود.

 

ویتامین‌های گروه B موجود در آن باعث تنظیم سیستم عصبی و افزایش شادابی و طراوت شده و منیزیم آن سیکل خواب شبانه را منظم می‌کند و روی و فسفر آن باعث افزایش رشد و ضریب هوشی کودکان می‌شود. این ماده غذایی به دلیل دارا بودن ماده شبه کورتون و ضدالتهابی به درمان آسم و بیماری‌هایی همچون آرتریت روماتوئید کمک می‌کند و مواد مغذی آن در درمان کم خونی، کاهش استرس و به خصوص ناتوانی جسمی و جنسی موثر است و مصرف آن بعد از اعمال جراحی به خصوص پس از زایمان بسیار مفید است و موجب بازیابی انرژی از دست رفته دوران نقاهت بیماری می‌شود. منابع مطالعه شده نشان می‌دهد تخم بلدرچین در مقایسه با تخم مرغ شش برابر ویتامین A، هفت برابر آهن و پنج برابر فسفر دارد و غنی از کلسیم است و به همین علت بمب ویتامین نام گرفته است. برخی تحقیقات این ماده غذایی را عاملی برای افزایش شیر مادر عنوان کرده‌اند.

 درمان کم خونی, تخم بلدرچین, تخم بوقلمون

تخم بوقلمون، مانع پیری
تخم بوقلمون، کمیاب است و این روزها کمتر به چشم می‌خورد. اندکی بزرگ‌تر از تخم مرغ بوده؛ ولی از نظر رنگ، طعم و ارزش تغذیه ای مشابه آن است. پوسته آهکی این تخم سفید و شیری رنگ با خال‌های قهوه ای کم رنگ و وزن هر عدد آن حدود 80 تا 90 گرم است و از ویژگی‌های منحصربه‌فردش آهن قابل جذب آن است که برای درمان کم خونی ناشی از فقر آهن توصیه می‌شود. منیزیم آن از تخم دیگر پرندگان بیشتر بوده و به دلیل غنی بودن از ویتامین E به آن لقب ضد پیری داده‌اند. کلسترول و چربی آن بالا، ولی کمتر از تخم مرغ بوده و بدون ویتامین C و فیبر است.

 درمان کم خونی, تخم بلدرچین, تخم بوقلمون

تخم شترمرغ، سیرکننده 10 نفر
تخم شترمرغ همچون هیبت این پرنده بسیار بزرگ است و می‌تواند ده نفر را سیر کند. هر عدد آن یک تا دو کیلوگرم وزن داشته و حاوی 2000 کالری انرژی و هر کدامش معادل 20 عدد تخم مرغ است. عسلی شدن تخم شترمرغ حدود 45 دقیقه و سفت شدن آن دو برابر این زمان طول می‌کشد. از نظر طعم، میزان چربی و پروتئین مانند تخم مرغ است. تحقیقات نشان داده است میزان کلسترول تخم شترمرغ پایین بوده و حاوی مقادیر زیادی اسیدهای چرب غیراشباع است. مقدار ویتامین E، B5 و منگنز آن از تخم مرغ کمتر؛ اما میزان سلنیوم آن که به تولید و تکثیر اسپرم‌های سالم کمک می‌کند، بسیار زیاد است. میزان مس، آهن، روی و کلسیم آن نیز به محتوای خوراک این پرنده بستگی دارد.

سخنان پیامبر درباره ماه مبارك رمضان

1.سید قدس سره در (اقبال) از كتاب (بشارة المصطفى لشیعة المرتضى ) با استناد آن به ((حسن بن على بن فضال )) از امام رضا از پدرانش ، از امیرالمؤ منین - درود و سلام بر آنان - روایت نموده كه حضرت فرمودند: رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) روزى براى ما سخنرانى نمود و فرمود:

 

((مردم ! ماه خدا با بركت و رحمت و بخشش گناهان نزدیك است ؛ ماهى كه نزد خدا برترین ماه ها، روزهایش برترین روزها، شبهایش بهترین شبها و ساعتهاى آن بهترین ساعتهاست ؛ ماهى است كه در آن به میهمانى خدا دعوت شده و شما را در این ماه از كسانى قرار داده اند كه شایسته كرامت خدا هستند. نفس كشیدن شما در آن تسبیح و خوابیدنتان در آن عبادت و عمل شما در آن مقبول و دعاى شما در آن مستجاب است . پس با نیتهایى راست، و دلهایى پاك از خدا بخواهید شما را موفق به روزه آن ، و خواندن كتابش نماید. بدبخت كسى است كه از آمرزش خدا در این ماه بزرگ محروم شود.

 

با تشنگى و گرسنگى خود در آن ، گرسنگى و تشنگى روز قیامت را بیاد آورید. به فقیران خود صدقه بدهید؛ بزرگان خود را در آن احترام كنید؛ كوچكترها را مورد رحمت خود قرار دهید و صله رحم بجا آورید. زبانهاى خود را حف0كرده ، دیدگان خود را از آنچه نگاه به آن حلال نیست و گوشهاى خود را از آنچه گوش دادن به آن حلال نیست ، نگهدارید. با یتیمان مردم مهربانى كنید تا با یتیمان شما مهربانى شود. به درگاه خداوند از گناهان خود توبه كنید. هنگام نماز دستهایتان را با دعا بطرف بالا بلند كنید؛ زیرا این وقت بهترین اوقات است و خداوند در آن هنگام با نظر رحمت به بندگانش نگاه كرده و هنگامى كه از او بخواهند و با او مناجات نمایند، جواب آنان را مى دهد. و اگر او را صدا بزنند، به آنان لبیك مى گوید. و اگر دعا كنند، دعایشان را مستجاب مى كند.

 

 

مردم! شما زندانى اعمال خود مى باشید، با استغفار خود را آزاد كنید. پشتهایتان از گناه سنگین است با طولانى نمودن سجده هاى خود آن را سبك نمایید. بدانید خداوند به عزت خود سوگند خورده است كه سجده كنندگان و نمازگزاران را عذاب نكند و در روزى كه مردم براى پروردگار جهانیان بر مى خیزند، آنان را با آتش نترساند.

 

مردم ! كسى كه به مؤمن روزه دارى افطار بدهد، ثواب آزاد كردن یك بنده و آمرزش گناهان گذشته خود را دارد. عرض كردند: رسول خدا! همه ما نمى توانیم این كار را انجام دهیم . حضرت (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمودند: از آتش بپرهیزید، گر چه با نیم دانه خرمایى . از آتش بپرهیزید گر چه با جرعه آبى .

 

مردم ! هر كدام از شما كه اخلاق خود را در این ماه اصلاح كند، روزى كه در صراط پاها مى لغزد، جوازى بر صراط خواهد داشت . و هر كدام از شما كه بر بنده و كنیز خود آسان بگیرد، خداوند در حساب بر او آسان خواهد گرفت ؛ و كسى كه شر خود را در آن باز دارد، خداوند در روزى كه او را ببیند غضب خود را از او باز مى دارد. كسى كه یتیمى را بزرگ بدارد، خداوند در روزى كه او را ببیند او را بزرگ خواهد داشت ؛ و كسى كه در این ماه صله رحم كند، خداوند روزى كه او را ببیند او را به رحمت خود وصل مى كند. كسى كه در آن قطع رحم كند، خداوند روزى كه او را مى بیند رحمت خود را از او قطع خواهد نمود. و كسى كه یك نماز مستحبى بخواند خداوند براى او خلاصیى از آتش مى نویسد. و كسى كه عمل واجبى انجام دهد ثواب كسى كه هفتاد واجب را در ماهى غیر از این ماه انجام دهد، خواهد داشت . و كسى كه در این ماه زیاد بر من صلوات بفرستد، روزى كه ترازوها سبك است ، خداوند ترازوى او را سنگین مى نماید. و كسى كه یك آیه از قرآن بخواند، مانند پاداش كسى كه قرآن را در ماهى غیر از این ماه ختم كند، خواهد داشت .


مردم ! درهاى بهشت در این ماه باز است ، از پروردگار خود بخواهید آن را به روى شما نبندد؛ درهاى جهنم نیز بسته است از پروردگار خود بخواهید آن را به روى شما باز نكند؛ شیاطین هم در زنجیرند، از پروردگار خود بخواهید آنان را بر شما مسلط نكند.

 

امیرالمؤمنین (علیه السلام ) فرمود: برخاستم و عرض كردم یا رسول خدا! برترین اعمال در این ماه چیست ؟ فرمودند: اباالحسن ! برترین اعمال در این ماه دورى گزیدن از حرام هاى خداى عزیز و بزرگ است . سپس گریه كرد. عرض كردم چرا گریه مى كنى رسول خدا؟ فرمود: على ! بخاطر حلال شمردن تو در این ماه است ؛ گویا با تو هستم و تو براى پروردگارت نماز مى خوانى و بدبخت ترین اولین و آخرین ، همانند ((پى كننده شتر ثمود)) ضربه اى به جلو سرت مى زند كه موى صورتت با آنان رنگین مى شود.

 

امیرالمؤمنین (علیه السلام ) فرمود: عرض كردم : رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم )! آیا در آن حال دینم سالم است ؟ فرمود: آرى دینت سالم است . سپس فرمود: على ! كسى كه تو را بكشد مرا كشته و كسى كه با تو دشمنى كند با من دشمنى نموده و كسى كه به تو ناسزا بگوید، به من ناسزا گفته ، زیرا تو مانند نفس من هستى روح تو از روح من و سرشت تو از سرشت من است ؛ خداى عزیز و بزرگ مرا آفرید؛ تو را نیز آفرید و مرا برگزید! و تو را؛ من را براى پیامبرى انتخاب نمود و تو را براى امامت اختیار كرد.

 

بنابراین كسى كه امامت تو را انكار كند پیامبرى من را انكار كرده . على ! تو وصى من ، پدر فرزندانم ، همسر دخترم و جانشین من در میان امتم در زندگى من و بعد از مرگ من هستى . امر تو امر من و نهى تو نهى من است . به كسى كه مرا به پیامبرى برانگیخته و مرا بهترین مردم قرار داد، قسم مى خورم كه تو حجت خدا بر خلق او و امین او بر رازش ، و جانشین او در میان بندگانش مى باشى .))

 

2. از رساترین بشارتهایى كه درباره ماه رمضان وارد شده ، نفرین پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) بر كسى كه در آن آمرزیده نشود، مى باشد، آنجا كه فرمود: ((كسى كه ماه رمضان را بگذراند و آمرزیده نشود، خدا او را نیامرزد.)) زیرا این نفرین با توجه به این كه او به پیامبرى برانگیخته شد تا رحمتى براى جهانیان باشد، مژده بزرگى براى گستردگى رحمت و عمومى بودن آمرزش در این ماه مى باشد. و اگر غیر از این بود - با توجه به این كه رحمتى براى جهانیان است - مسلمانى را، گر چه گناهكار باشد، نفرین نمى كرد.

 

3. از مهمترین روایاتى كه در این مورد وارد شده روایات زیادى است كه درباره زنجیر شدن شیاطین متمرد، باز شدن درهاى بهشت ، گشودن درهاى رحمت ، بسته شدن درهاى آتش ، ایستادن خداوند در مقابل دشمنان جنّى و صداى منادى خدا از اول ماه تا آخر آن وارد شده است ؛ چیزى كه مانند آن در هیچ ماهى نیامده است . زیرا در مورد سایر ماه ها وارد شده كه فقط در ثلث آخر شب چنین منادیى ندا مى كند مگر در شب جمعه كه از اول شب تا صبح این منادى ندا مى كند و همینطور در ماه رجب ؛ ولى در ماه رمضان این ندا از ماه آخر آن و تمام شبها و روزهایش ‍ وارد شده است .

آیت الله جهانگیرخان قشقایی

حکیم میرزاجهانگیرخان قشقایی (۱۲۰۶ خورشیدی/۱۲۴۳ قمری - ۱۲۸۹ خ./۱۳۲۸ ق.) از مجتهدانشیعه بود. پدرش از طایفهٔ دره‌شوری ایل قشقائی و مادرش اهل دهاقان بود. او تا چهل‌سالگی، مانند دیگر مردم قشقائی، به دامداری و زندگی عشایری مشغول بود. اما در چهل‌سالگی، او که برای خرید از بازار اصفهان و تعمیر تار به آنجا رفته بود، علاقه‌مند به آموختن در حوزه علمیه اصفهان شد و پس از مدتی از مدرسان آن شد و تا آخر عمرش در آنجا ماند. او در علوم دینی، فلسفه و عرفان صاحبنظر بوده است.

مخالفت با علم فلسفه در زمان حکیم قشقایی به قدری زیاد بود که جلال‌الدین همایی می‌نویسد:

«مرحوم قشقایی فلسفه را در اصفهان از تهمت خلاف شرع و بدنامی کفر و الحاد نجات داد. سهل است که چندان به این علم رونق بخشید که فقها و متشرعان نیز آشکارا با میل و علاقه روی به درس فلسفه نهادند؛ و آن را مایه فضل و مفاخرت می‌شمردند.»

حتما به ادامه مطلب مراجعه نمایید...


ادامه نوشته

شعر سیب و جوابیه ها


    بنام خدا
حمید مصدق:

تو به من خنديدي و نمي دانستي
...
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم

باغبان از پي من تند دويد

سيب را دست تو ديد

غضب آلود به من كرد نگاه

سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك

و تو رفتي و هنوز،

سالهاست كه در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم

و من انديشه كنان غرق در اين پندارم

كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت



فروغ فرخ زاد :

من به تو خنديدم

چون كه مي دانستم

تو به چه دلهره از باغچه ی همسايه سيب را دزديدي

پدرم از پي تو تند دويد

و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه

پدر پير من است

من به تو خنديدم

تا كه با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم

بغض چشمان تو ليك

لرزه انداخت به دستان من و

سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك

دل من گفت: برو

چون نمي خواست به خاطر بسپارد

گريه تلخ تو را

و من رفتم و هنوز

سالهاست كه در ذهن من آرام آرام

حيرت و بغض تو تكرار كنان

مي دهد آزارم

و من انديشه كنان غرق در اين پندارم

كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت...



جواد نوروزی :

دخترک خندید و

پسرک ماتش برد !

که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده

باغبان از پی او تند دوید

به خیالش می خواست،

حرمت باغچه و دختر کم سالش را

از پسر پس گیرد !

غضب آلود به او غیظی کرد !

این وسط من بودم،

سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم

من که پیغمبر عشقی معصوم،

بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق

و لب و دندان ِ

تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم

و به خاک افتادم

چون رسولی ناکام !

هر دو را بغض ربود...

دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:

" او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! "

پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:

" مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! "

سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !

عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !

جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،

همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:

این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت ... !



مسعود قلیمرادی:



او به تو خندید و تو نمیدانستی

این که او می داند

تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی

از پی ات تند دویدم

سیب را دست دخترکم من دیدم

غضبآلود من نگاهت کردم

بر دلت بغض دوید

بغض چشمت را دید

دل دستش لرزید

سیب دندان زده از دست دل افتاد به خاک

و در آن دم فهمیدم

آنچه تو دزدیدی سیب نبود

دل دردانه ی من بود که افتاد به خاک

ناگهان رفت و هنوز

سالهاست که در چشم من آرام آرام

هجر تلخ دل و دلدار تکرار کنان

می دهد آزارم

چهره ی زرد و حزین دختر من هر دم

می دهد دشنامم

کاش آنروز در آن باغ نبودم هرگز

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

که خدای عالم

زچه رو در همه باغچه ها سیب نکاشت؟